هم‌فیلم‌بینی

Sunday, April 3, 2011

›
با غریبه ها آشنا شویم برای خیلی از ماها اتفاق افتاده که یک روزی در یک جایی مثلا در یک جشن عروسی، در یک پارتی دوستانه، در یک اتوبوس، در مترو،...
1 comment:

›
دن: دلم میخواد آنا برگرده. لری: اون انتخاب خودش رو کرده. دن: من یه معذرت خواهی به تو بدهکارم. من عاشق آنا شدم، اما اصلا قصدم این نبود که تو...

›
1 شما وقتي قرار است براي يك فيلم ريويو بنويسيد، كه قطعا ه...

›
این چهار نفر 1 به گمانم «کلوسر» را اصلن باید شبیه یک وسترنِ شهری دید. روایتِ دوئل دو مرد بر سر مایملک‌شان. با همه‌ی تقلب‌ها و تعدی‌ها و تص...

›
نوشتن در مورد فیلمی با این حجم تلخی برایم سخت بود. نرمی در سطح و آن خشونت ناگفته‌ی ‌دیالوگ‌ها و این جدول چند پاره میان 4 نفر... همه آن نگ...

›
یه‌هو پیشنهاد کردم «کلوسر». دلیل خاصی نداشت. لابد به خاطر پیشنهاد قبلی بود، «بلک سوآن»، و لابدتر ناتالی پورتمن مشترک. دلم خواسته بود دوبار...

›
نوشتن در مورد closer‌ سخت است. وقت تماشای فیلم هجوم افکار موازی و pressure of thought را به وضوح حس می‌کنی. اما موقع نوشتن هیچ‌جوری نمی...
Saturday, January 1, 2011

›
1.چرا کسی نگفت این زن و مرد،اولِ فیلم داشتن بازی می‌کردن؟ چرا کسی نگفت اون وقت از بازی دست کشیدن که دست‌شون پیش زن کافه‌چی رو شد؟ که وقتی بی...
Friday, December 31, 2010

›
همین‌قدر محتوم، همین‌قدر ابسورد شروع ماجرا جایی‌ست که انگار ربط چندانی به آن بحث نهایی‌مان ندارد؛ کنفرانسی برای معرفی ترجمه‌ی ایتالیایی کتا...
1 comment:

›
Copie conforme کپی برابر اصل نه تنها به‌نظرم بهترین فیلم آقای کیارستمی‌ست که تا حالا دیدم (ندیده‌ام همه‌ی فیلم‌هاش را و از زیر درختان زیتون ...

›
کپی برابر اصل فیلم سرتاسر با ایده‌ی «اصالت» درگیر است. اصالتِ اثرِ هنری و اصالتِ یک رابطه. چه چیزی یک اثر را از اثرِ دیگر و داستانِ یک...

›
از این که ژولیت بینوش نقشی را پذیرفته بود که با اغلب نقش هایی که پیش از این بازی کرده بود تضاد های هویتی جدی داشت شگفت زده شدم. دیالوگ های ...

›
بعد از یک دوره فترت گویا قرار است "هم‌فیلم‌بینی" مجددا به راه بیفتد. باعث خوشحالی است و امیدوارم این روند منظم‌تر برقرار باشد. ا...

›
کپی برابر اصل نیست، این هم یک پیپ نیست 1 دارم برایش از خدمت‌های دنیای مجازی می‌گویم. خیانت‌هایش را خودش به وقتش دچارش می‌شود. می‌گویم بب...

›
« کپی برابر اصل »، یا چگونه امرِ فِیک را جای امرِ واقعی قالب کنیم و برعکس، یا با من بودید آقا؟ چی شد که تصمیم گرفتیم هم‌فیلم‌بینی ؟ لابد یه...

›
کپی برابر اصل ...کپی برابر است با کپی، حتی اگر بر اساس دیالوگ ها و فلسفه درونی فیلم هم به آن نگاه کنیم که کپی‌های خوبی یافت می‌شود که گاهی ا...

›
کپی برابر اصل، یک دیدگاه در نگاه اول مي توان كيارستمي را بخاطر قابليتش در هدايت پروژه اي سينمايي در يك كشور اروپايي ، با هنر پيشه هايي غي...

›
...
1 comment:
Thursday, December 30, 2010

Certified Copy

›
ح قیقت. انصافاً که کلمه‌ی غریبی‌ست. بین من و سارا در حضور جیسون ماجرایی اتفاق می‌افتد. من ماجرا را برای استیون شرح می‌دهم. به زعم خودم مو...
1 comment:
Thursday, November 18, 2010

›
«لیلا»ی مهرجویی که با آن سکوتِ آزاردهنده‌اش هم‌فیلم‌بینی‌ ما را هم برد در محاق سکوت، حالا مگر خانم ژولیت بینوش دست‌مان را بگیرند. بردارید، ...
1 comment:
Saturday, April 3, 2010

›
تو با منی اما... برای کیانا لیلا ایستاده در پای بیل‌بورد و عبور ماشین را نظاره می‌کند. یوری ایستاده بر برف و دورشدن سورتمه را نظاره می‌کند، ...
4 comments:
›
Home
View web version
Powered by Blogger.