هـــم‌فیلـم‌بینــی

یا بشينيم دور هم درباره‌ی فلان فيلم گپ بزنيم


هم‌فیلم‌بینی کلن - hamfilmbini@gmail.com - هم‌ده‌فیلم‌انتخاب‌کنی - فید


My Blueberry Nights - Youth Without Youth - ChungKing Express - Eyes Wide Shut - Copie Conforme
Closer




«لیلا»ی مهرجویی که با آن سکوتِ آزاردهنده‌اش هم‌فیلم‌بینی‌ ما را هم برد در محاق سکوت، حالا مگر خانم ژولیت بینوش دست‌مان را بگیرند. بردارید، اگر میل‌تان کشید، تا آخر همین ماهِ آبان، «کپی برابر اصل» آقای کیارستمی را ببینید، بعد بنویسید برای هم‌فیلم‌بینی.

Labels:

At January 2, 2011 at 5:39 AM, Anonymous Anonymous

inja feed nadare?

 

Post a Comment

Link
  



برنامه‌ی آینده: "لیلا"ی مهرجويی

Labels:

At January 26, 2010 at 10:36 PM, Anonymous دروغگوی خوش حافظه

خبرش در
let's watch movies
در فیس بوک هم پخش شد

 
At January 28, 2010 at 2:05 AM, Anonymous كيقباد

يه وقتي كه مث حالا نبود و همه ي هر آنچه كه راجع به فيلم و هم فيلم بيني ! بود فقط توو ماهنامه ي فيلم بود ، و هر آنچه از نقد و اطلاعات راجع به فيلم ، فيلم هاي ديده و بيشتر نديده ، بود هم در همان مجله ي فيلم بود فقط ، چقدر دلمان خواسته بود چيزي هم ما نوشته بوديم ، مينوشتيم مثلا در باره ي هامون . اما مگر ميشد ؟
پس چه خوب است كه حالا ميشود ، اينجا ميشود چيزي نوشت در مورد فيلمي كه ديده اي .چه خوب است كه اينجا هست . پس درود بر بنيانگذار و بنيانگذارانش .
و اما ليلا . ليلاي مهرجويي . ليلاي ده دوازده سال پيش . كه ديديم و نپسنديديم ! با تمام ريزه كاري هاي هنر هفتم و هزارتووي ذهن كارگردان و كاربرد رنگ و ديالوگ و چه و چه و چه كه احيانا" در اين فيلم بكار رفته و حتما" هم به منظور و منظور هايي بكار رفته و نيز ساير مسايل فني و هنري ي فيلم كه البته در هيچكدامش هم سررشته اي نداريم و با وجود اينكه بالاخره استادي مثل مهرجويي ، آنهم فلسفه خوانده ، آنهم با آن سوابق و در يك كلام مهرجويي ي آفريننده ي هامون سازنده ي اين فيلم است ، باز هم نشد كه بشود . نشد كه اين فيلم به دلمان بچسبد .
چرا؟ زيرا:
1- استاد به بعضي ها ياد داد كه ميشود خانواده هاي بالاشهري و نسبتا" اعياني را نشان داد كه از قضا مذهبي و سنتي و چادري هم باشند و شله زرد هم بپزند !نه اينكه نبودند و نيستند اما خيلي ها نميدانستند ! نديده بودند ! ضمن آنكه آن بعضي ها ياد گرفتند و خوب هم ياد گرفتند . اين شد كه بعد از فيلم استاد، برادران شروع كرده به ساختن فيلم و سريال هايي كه پر بود از خانواده هاي اعياني كه از قضا همه سنتي و چادري و شله زرد پز بودند!
2- اين خانم ليلاي حاتمي چنان ليلاي مظلوم و بيچاره اي به تصوير كشيد - البته به دستور استاد مهرجويي - كه تا خدا خدايي ميكند خود را مشغول الذمه ي هر چه ليلا بوده است و هست و خواهد بود كرد ! آخه ليلا ، اونم ليلا ، ليلايي كه توو ذهن همه هست كه بايد پر باشد از شور و سرزندگي و شيطنت و چه و چه و چه ، اينقدر درمانده و مظلوم و وامانده ميشود ؟
3- يعني نه اينكه از اين ليلا ها نباشه ولي نه تنها حالا كه همون ده پانزده سال پيش ، توو دل دهات ايران هم چنين ليلاهايي كم پيدا ميشد تا چه رسه به تهرون و بالاشهر تهرون !
4- حالا بالاخره كاريه كه شده و فيلميه كه ساخته شده . پس بريم سر اصل مطلب ! اصل مطلب و يا اصل اصل مطلب اينه كه آقا جان پايين بري بالا بري ، فقير باشي غني باشي ، تاريك فكر باشي روشنفكر باشي ، سنتي باشي مدرن باشي ، شهري باشي دهاتي باشي ،مذهبي باشي لامذهب باشي ،پير باشي جوون باشي ، ايراني باشي خارجي باشي ، مظلوم باشي شرور باشي و به دهها و صدهها صفت ديگه هم كه موصوف باشي ، اگه زن باشي محاله كه راضي باشي مرده با يكي ديگه هم بپره ، زن ديگه بگيره . يعني اين از اون چيزهاييه كه نميشه . يعني نميشه كه بشه . تازه اگر هم بشه ، ميشه هميني كه ليلا خانم حاتمي به ماني ي حقيقي گفته . ميشه اين كه حالا ما يه چيزي گفتيم خب مرد ناحسابي تو هم فورا بايد بري و زن بگيري ؟ حالا ما يه غلطي كرديم تو چرا باور ميكني ؟ حالا ما بهر دليل خواستيم يه شكري خورده باشيم تو چرا يهو قند تو دلت آب شد و فرتي رفتي زن گرفتي ؟ واقعا" كه . اك هي . بتو هم ميگن مرد ؟!
نميدونم شماره ي چند بود . حسابش از دستم در رفت ولي حالا 6 يا 7 فرقي نميكنه . تحت هر شماره اي كه باشه خواستم بگم اين فيلم خيلي رو اعصاب ما راه رفت . همين !

 
At February 3, 2010 at 11:12 AM, Anonymous نون

آذر نوشته که .چرا نمی دارینش؟

 
At February 10, 2010 at 2:13 AM, Anonymous نجمه

ولی اون سالا یادمه کلی ها دیدن و اشک ریختن و یاد خودشون افتاد و همین هم به دلشون نشست....هر چند هامون و سارا رو نمی شه ÷ای لیلا و کلی کارای دیگه گذاشت.

 

Post a Comment

Link
  



تو اين شبای دور هم جمع شدنامون به طور پراکنده از آيزوايد شات حرف زديم. بعد اين‌جوری بود که اکثر بچه‌ها حرف داشتن برا زدن. اما وقتی ازشون می‌پرسی چرا اينا رو نمی‌شينی بنويسی، جواب می‌دن آخه من که نمی‌تونم اين‌جوری بنويسم، يا آخه همه‌ی گفتنی‌ها رو شما نوشتين ديگه، من هر چی بگم تکراريه.

بنابراين آدم احساس رسالت می‌کنه که يه بار ديگه کانسپت اوليه‌ی اينجا رو يادآوری کنه. قرارمون اين بود بشينيم يه فيلمو با هم ببينيم، حالا نه باهمِ باهم، هر کدوم تو خونه‌ی خودمون -سلام تجربه‌ی باهم‌بينیِ ورکمايستر فيلان- و در موردش هر چی به ذهن‌مون می‌رسه بنويسيم، درست انگار دور هم نشسته‌يم و داريم گپ می‌زنيم. قرار هم نيست که همه‌مون با ادبيات آن‌چنانی بنويسيم يا نقد حرفه‌ای کنيم يا فيلان، قراره هر چی حس می‌کنيم رو بنويسيم. و اصن بحث اين بود که مطالب اتوکشيده که اين‌همه اين‌ور اون‌ور هست راجع به هر فيلمی، آدم اما دوست داره ورسيون‌های شخصی رفقاش رو، پی‌.او.‌وی.های شخصی‌شونو بخونه، چيزی فراتر از ريويوی فيلم. و برای اين مدل نوشتن، نه لازمه نويسنده باشی، نه منتقد، نه هيچ چيز ديگه. نه رقابتی در کاره، نه پای آبرو و حيثيتی. کافيه فيلم رو ببينی و هر چی دوست داری راجع بهش بنويسی. همين. بعد کجای اين قضيه ترس‌ناکه اون‌وقت؟!

بعدتر اين‌که يکی از رفقا می‌گفت من به‌شخصه با اين که قريب به ده بار اين فيلمو ديده‌م و خط به خط‌ش رو حفظم، با اين‌حال باز هم به فلان نکته‌ای که فلانی اشاره کرده دقت نکرده بودم. می‌خوام بگم حالا نه که حتمن بايد هر نوشته‌ای به يه سری نکات جديد اشاره کنه، نه؛ اما قطعن تو اين روايت‌های شخصی يه سری ديدگاه‌های شخصی هم هست که تا حالا به ذهن من و تو نرسيده، و می‌تونه کم‌اهميت يا پراهميت، اماجذاب باشه به هر حال. اينه که از نوشتن نترسيد آقاجان، از نوشتن نترسيد.

Labels:




١. هم‌فیلم‌بینی به همان ساده‌گی نامش است؛ به‌اشتراک گذاشتن تجربه‌ی تماشای یک فیلم. بنای ما این نبوده که وبلاگی برای نقد فیلم یا مباحث نظری سینما راه بیندازیم. وبلاگ‌نویس‌ها و اهالی وبلاگستان و گودر هم منتقد سینما نیستند. بسیاری‌شان شاید کم‌ترین دانش سینمایی هم نداشته باشند، اما اغلب فیلم می‌بینند/فیلم می‌بینیم. کسی نمی‌خواهد بگوید وبلاگ می‌نویسم پس منتقدم! حرکت به این سمت راه خطا رفتن است. جذابیت نوشته‌های هم‌فیلم‌بینی در نقد نبودن‌شان است، در شخصی بودن‌شان، در وبلاگی بودن‌شان. امروز در این مملکت رفتن مرتب به سینما و فیلم دیدن روی پرده متأسفانه دیگر یک آیین محسوب نمی‌شود. بخش بسیار بزرگ‌تر فیلم‌بینی مردم به قاب‌های کوچک خانه‌گی و دی‌وی‌دی‌ها منتقل شده، و تجربه‌ی ناب و خاطره‌انگیز قدم‌زدن‌ها و سکوت و صحبت‌های همراهان پس از تماشای فیلم را از ما گرفته (و البته که دستاوردها و تجربه‌های نویی را هم به‌همراه داشته)، هم‌فیلم‌بینی احیای وبلاگی ِ همان قدم‌زدن‌ها و گپ‌هاست، احیای آشنایی‌های تصادفی و هم‌صحبت‌‌شدن‌های صف‌های جشنواره.

٢. نقد فیلم در اطلاقی کلی گستره‌ی وسیع و مبهمی است که از نوشته‌های راجر ابرت تا تک‌نگاری‌های دیوید بردول و حتا برخی نوشته‌های اسلاوی ژیژک را می‌تواند در بر بگیرد. می‌توان در انتخاب واژه‌ها و اصطلاح ها دقیق‌تر شد و آن‌وقت فرم‌های نوشتاری مثل ریویو، نقد تحلیلی، نقد روان‌کاوانه و... را از هم تمیز داد و برای هرکدام تعریف و ساختاری کمابیش معین ارایه کرد (هرچند امروزه چندان این کار را نمی‌کنند و در جدی‌ترین سطوح هم مرزهای قاطع و مشخص دیگر از میان رفته‌اند -و اینجا کاری به خوب و بد ماجرا نداریم). وقتی پا به این حوزه گذاشتی آن‌وقت الزام‌ها بیشتر می‌شوند. در اینجا صرف اینکه حس شخصی نویسنده نسبت به فلان صحنه چیست کفایت نمی‌کند، دانش تاریخ سینمایی و نقادانه لازم است (گرچه در آثار برخی از مشهورترین اندیشه‌گرانی که پس از دهه‌ی ٦٠ میلادی به حوزه‌ی سینما ورود کرده‌اند، کم‌تر دانش سینمایی به چشم می‌خورد و این حتا افتخار برخی از آنان و پیروان وطنی‌شان نیز هست -و باز در اینجا ما کاری به خوب و بد ماجرا نداریم). نوشته‌ی شما می‌باید ساختارمند و اصولی باشد و تکلیف خودش را با بسیاری از مسایل روشن کند. اما در نهایت همه‌ی این‌ها، همه‌ی این ریویوها، نقد‌های تحلیلی و... بناست که چشم‌اندازی تازه برای مخاطب‌ خود بگشایند.

٣. گشودن چشم‌انداز تازه؛ اگر این مهم‌ترین رسالت نقد است - یا دست‌ِکم یکی از مهم‌ترین آن‌هاست- پس همین نوشته‌های ساده‌ی وبلاگی هم گاهی می‌توانند شانه به شانه‌ی یک نقد جدی بسایند و چه‌بسا از بسیاری نقد‌های به‌اصطلاح جدی- ِ وطنی- پیشی بگیرند با چشم‌اندازهای تازه‌ای که نگاه بکر و شخصی ِ نگارنده‌شان به روی یک فیلم می‌گشاید. طبیعی است که این نگاه شخصی نافی نگاه نقادانه نیست، کسی هم ممکن است متنی نقادانه بنویسد؛ خب، چه بهتر! اصلن بنا بر همین است که گستره و تنوع نگاه‌ها هرچه بیشتر باشد. حتا شاید سعی کنیم برای هر فیلم بریده‌ای از یک نقد درست-و-درمان و معتبر هم در وبلاگ بیاوریم.

٤. هم‌فیلم‌بینی یک پروژه‌ی وبلاگ ِ باز است، و این بزرگ‌ترین ویژه‌گی وبلاگ است. دایره‌ی نویسنده‌گان این وبلاگ بسته نیست. هرکسی که همراه هم‌فیلم‌بینی شده می‌تواند در آن بنویسد. حتا انتخاب فیلم هر نوبت هم الزامن توسط عده‌ای خاص صورت نمی‌گیرد، هر کسی می‌تواند پیشنهاد دهد، گرچه که نظر بعضی بُرش بیشتری دارد. اینجا هم ماجرا مثل همان سینما رفتن است، رفتن به تماشای فلان فیلم باید به‌تصویب اکثریت یک جماعت برسد، و خب در اینجا همیشه نظر همه تأمین نمی‌شود.
طبیعی است که هرکسی نمی‌تواند مستقیمن مطلبش را روی هم‌فیلم‌بینی بگذارد. مدیریت و انتشار مطالب بر عهده‌ی چندنفر خاص است،‌ اما این به‌‌معنای آن نیست که خوش‌آمد شخصی تعیین‌کننده‌ی منتشر شدن یا نشدن مطلبی است.

٥. هم‌فیلم‌بینی حول یک حلقه‌ی وبلاگی شکل گرفته. حلقه‌های وبلاگی هم مثل حلقه‌ها‌ی دوستی شبکه‌ای با اعضای کاملن معین و ثابت نیستند، جماعتی‌اند با بیش-و-کم آشنایی و علاقه‌هایی نسبت به هم. نوشته‌های هر نوبت فیلم‌بینی را -چه توسط آن‌ها که در این حلقه‌اند نوشته شده باشد، چه دیگران؛ چه در وبلاگی نوشته شده باشد یا گودر- تا جایی که در دیدرس ما باشد روی وبلاگ می‌گذاریم. اما بهتر است دوستانی که دل‌شان می‌خواهد در این کار همراه باشند نوشته‌هایشان را برای‌مان بفرستند. هرکسی به‌هرحال نشانی ای‌میلی از یکی از ما یا دوستان مشترک‌مان دارد.
و دوستان باور کنید خودی و غیرخودی یا چیزی شبیه به این در کار نیست، نوشته‌ی هیچ‌کس بر دیگری ارجحیت ندارد. محدودیت‌ها فقط همان‌هاست که پیش‌تر گفته شده، و در راستای گریز از فیلترشده‌گی است.

٦. و دست ِ آخر اینکه هم‌فیلم‌بینی همان‌قدر جدی و مهم است که پیاده‌روی‌ها و گپ‌های بعد از ترک سالن سینما، و باز همان‌قدر غیرجدی و صرفن مفرح است که پیاده‌روی‌ها و گپ‌های بعد از ترک سالن سینما.

Labels:

At January 14, 2010 at 4:59 PM, Blogger Me

سلام
دوست عزیز من میخواستم لیست خودم رو تو بلاگ شما بزارم ولی واقعا نمیدونم چطور باید این کار رو انجام بدم خوشحال میشم راهنماییم کنین
ممنون
کاویان

 
At January 15, 2010 at 11:46 PM, Blogger Sir Hermes

به آدرس زیر می توانید ایمیل کنید
sirhermes@gmail.com

 

Post a Comment

Link
  



ما خطاب به عمو کفشدوزک‌چی:

http://hamfilmbini.blogspot.com
سایت بالا سایتی گروهی برای نقد و تجزیه و تحلیل فیلم های پیشنهادی ست. نه سیا[کفشدوزک]ی‌ست و نه مباحث پو[کفشدوزک]نو در آن نمود پیدا می‌کند خواستار باز کردن فیلـ[کفشدوزک]تر برای این وبلاگ هستیم
ممنون


عمو کفشدوزک‌چی خطاب به ما:

با سلام
اگر صاحب این دامنه میباشید مکاتبه نمایید
واحد فیلـ[کفشدوزک]نگ مخابرات


ما خطاب به عمو کفشدوزک‌چی:

سلام
بله بنده از صاحبان اين دامنه مي باشم و تقاضا دارم در صورت امكان راهنمايي فرماييد تا موارد منجر به فیلـ[کفشدوزک]تر رامورد بازنگري قرار دهيم



عمو کفشدوزک‌چی خطاب به ما:

با سلام و احترام
لطفا موارد زیر را در وب سایت خود یافته و آنها را اصلاح نمایید:

Content:
Count: 3
Keywords: س[کفشدوزک]س | گا[کفشدوزک]ده | فـ[کفشدوزک]ک

در ضمن شما نبايد به سايتهاي فیلـ[کفشدوزک]تر شده ديگر در سايت خود لينک دهيد.

وب سایت شما رفع انسداد خواهد شد. در صورت تکرار، مجددا توسط روباتــها بررسی شده وبرای همیشه مســــــدود می گردد.
با سپاس

واحد فیلـ[کفشدوزک]نگ مخابرات



ما خطاب به عمو کفشدوزک‌چی:


با تشکر از همکاری و بذل توجه

موارد ذکر شده مورد مداقه قرار گرفت و کی‌وردهای اشاره شده، حذف گردید. در صورت امکان به تعجیل تقاضای رفع انسداد را داریم

با سپاس


* س[کفشدوزک]س: سکـ.س - گا[کفشدوزک]ده: گا.یـ.یـ.ده - فـ[کفشدوزک]ک: فـ.اک - عمو کفشدوزک‌چی: فیـ.لترگر - پو[کفشدوزک]نو :پو.ر.نو- فیلـ[کفشدوزک]نگ: فیلـ.تر.ینگ - فیلـ[کفشدوزک]تر : فیلـ.تر

Labels: